سجادعبادی ، همسر آزاده نامداری در اولین اظهار نظر درباره فوت همسرش گفت : زندگی من ویران شد./همشهری
نویسنده: موج زاگرس
-

زالی: تهران را تعطیل کنید؛ در مبتلایان کرونا رکورد شکستیم
با اعلام رنگ قرمز کرونا در پایتخت جلسه اضطراری ستاد کرونا در کلانشهر تهران به منظور آمادگی بیمارستان برای پذیرش بیماران برگزار شد.
به گفته علیرضا زالی، میزان بالای ابتلاء و سرعت انتقال ویروس موجب شده تا سرایت پذیری کووید ۱۹ در موج جدید کرونا، بسیار بیشتر از دفعات قبل باشد.
وی با بیان اینکه هفته آینده هفتهای بسیار سخت برای پایتخت خواهد بود، افزود: تجربه اخیر خوزستان که با گونه جهش یافته کرونا ویروس رخ داد، در تهران نیز در حال تکرار است و باید تمهیدات متفاوت از قبل برای مدیریت این بحران داشته باشیم.
زالی گفت: متأسفانه با جدی نگرفتن توصیههای کارشناسان نظام سلامت، امروز شاهد وقوع یک سناریوی تلخ هستیم که نباید رخ میداد.
رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی افزود: میزان بستری بیماران کرونایی به چهار هزار و ۴۰۰ تخت در استان تهران رسیده و یک هزار و ۱۲۰ نفر از این بیماران یعنی حدود ۲۵ درصد آنها در بخشهای مراقبت ویژه هستند.
وی با اشاره به میزان بستری یک هزار و ۱۰۰ بیمار در روز جاری، خاطرنشان کرد: در ۱۴ ماه گذشته چنین رکوردی در استان تهران ثبت نشده بود که نشانه نگران کنندهای برای روزهای آینده است.
زالی گفت: اولین شاخص تغییر یافته میزان مراجعه سرپایی افراد علامت دار به بیمارستانها است که به شکل چشم گیری افزایش پیدا کرده که البته با بازگشایی درمانگاهها و مطبهای خصوصی بعد از تعطیلات نوروز احتمال تغییر دارد.
وی ادامه داد: شاخص بعدی میزان چرخش ویروس در استان است که بر اساس گزارشهای معاونتهای بهداشت سه دانشگاه ایران، تهران و شهید بهشتی به ۴۷ درصد رسیده و این یعنی از هر دو بیمار مشکوک، جواب آزمایش PCR یک نفر مثبت است که اگر جوابهای منفی کاذب را هم در نظر بگیریم، عدد واقعی بالاتر هم میشود.
زالی گفت: هرم سنی مبتلایان تغییر کرده و بر اساس گزارشهای دو هفته ابتدایی سال ۱۴۰۰، بالغ بر ۴۳ درصد بیماران بستری شده بالای ۶۰ سال سن داشتند و ۷۵ درصد مرگ و میر هم در همین گروه سنی بوده است.
وی خاطرنشان کرد: تعداد مبتلایان زیر ۱۰ سال به ۸.۲ درصد رسیده که نشان میدهد که نرخ بستری و مرگ و میر در گروههای سنی پایینتر نیز در حال تغییر است.
زالی با بیان اینکه بیشترین میزان مرگ و میر در اسلامشهر، بهارستان، شرق و مرکز تهران رخ داده است، افزود: در این مدت بیشترین مراجعه سرپایی را در پاکدشت، مرکز و بخشی از شمال تهران و بیشترین بستری را در شرق، مرکز و بخشی از جنوب تهران شاهد بودیم.
وی با بیان اینکه در این فوت شدگان از کودک یک ساله تا پیرمرد ۸۵ ساله وجود دارد، افزود: این الگو در همه استانهای کشور در حال شکل گیری است و تا اوایل هفته آینده همه استانها به یک وضعیت همگن می رسند.
فرمانده ستاد مقابله با کرونا در کلانشهر تهران خاطرنشان کرد: پیشنهاد ما برای گذر از این بحران، تعطیلی یک هفتهای تا ۱۰ روزه استان تهران است و آن را به معاون اول رئیس جمهور، وزیر کشور و وزیر بهداشت اعلام کردهایم.
زالی همچنین گفت: تقاضای ما واکسیناسیون سریع کادر درمان بوده و خوشبختانه وزیر بهداشت موافقت کردهاند که ۵۳۰ هزار نفر فعال در حوزه بهداشت و درمان کشور چه در بخش خصوصی و چه دولتی در کوتاهترین زمان واکسینه شوند.
-

فاجعه خورشیدی روی نیمکت ارزشمند ملی
مجتبی خورشیدی، تنها صدور حکم به این نام برای نشستن روی نیمکت تیم ملی فوتبال، فارغ از اینکه او در روزهای آتی با فشارهای اهالی فوتبال به این جایگاه می رسد یا نه ، تکلیف ما را با مدیریت و توان اجرایی شهاب الدین عزیزی خادم و تیم اطرافیانش روشن کرده است.
او که بر آمده از مجمع دهم اسفند ۹۹ است و با شعارهایی همچون تغییر ، مبارزه با فساد، بهینه سازی و نجات به فوتبال ایران آمده حالا برای ویترین فدراسیونش انتخابی داشته که غیر از افسوس ، چیزی برای مان باقی نمی گذارد.
مجتبی خورشیدی که در رزومه اش از راه آهن تا پاس همدان و ماشین سازی ، سابقه کار به عنوان نفر دوم یا سوم و دستیاری مربیانی از جنس فیروز کریمی تا مهدی پاشازاده را داشته با حکم عزیزی خادم قرار است مرد شماره یک پیشانی نیمکت تیم ملی باشد. یعنی گل ویترین انتخاب های فدراسیون او!
برای اینکه بیشتر و بهتر به اهمیت این جایگاه در تیم های ملی آشنا شوید کافی است جست و جویی کوتاه در کشورهای مختلف کنید. یا همین در فوتبال خودمان هم در دوره صفایی این جایگاه در اختیار بزرگی چون سرهنگ رنجبر بود.
پستی که در دوره دادکان به مردی قابل احترام چون همایون شاهرخی رسید. قلعه نویی این جایگاه را به مهدی مناجاتی سپرده بود و در زمان فدراسیون های کفاشیان و تاج هم اگرچه به اشتباه ولی شان این پست را در حد مهدی محمد نبی و محمدرضا ساکت رسانده بودند که اقلا دبیرکل های فدراسیون فوتبال بودند.
جایگاهی که بر اساس حرف های انتخاباتی عزیزی خادم به نظر می رسید برایش به سراغ امثال علی دایی، علی کریمی، کریم باقری، محمد خاکپور یا نادر محمدخانی بروند.
آنها که سابقه بازی در بالاترین سطح فوتبال ملی، اقبال عمومی ، آشنایی با حساسیت های مسابقات رسمی اینچنینی ، آن هم در کشور پر تنشی چون بحرین ، آن هم در شرایط مرگ و زندگی برای فوتبال ایران را داشته باشند.
اما انتخاب یک در نهایت هماهنگ کننده درجه دو یا سه برای چنین جایگاه مهمی از سوی رئیس جدید فدراسیون فوتبال که احتمالا چرایی انتخابش را باید به روزهای گرفتن رای از هیات ها پیوند داد و دنبال پاسخش گشت، تنها یک حقیقت را آشکار می کند.
اینکه با فدراسیونی طرف هستیم که برای مهمترین رخداد دو دهه گذشته فوتبال مان ، توان انتخابش می شود کسی مثل خورشیدی . و این یعنی یک فاجعه بیایید لحظاتی را تجسم کنیم که چنین فردی قرار است برای وحید هاشمیان تا لژیونرهای بزرگ و کوچک و ستاره های ملی مان تصمیمات مدیریتی اعمال کند و گیرنده تصمیم نهایی باشد. قرار است با چنین فرمانده میدانی به جنگ منامه برویم؟
کاش اقلا جای چنین انتخاب هایی سراغ گزینه هایی که تجربه بازی سطح بالای ملی داشته اند می رفتید. حتی شده یکی مثل اکبر استاد اسدی. -

در باب یک اقدام پرهزینه
بودجه مهمترین سند اقتصادی و سیاسی کشور تلقی میشود. هر چند برخی بودجه را سندی مالی میدانند اما جهت گیریهای اقتصادی و سرمایهگذاری و مسیر حرکت بخش خصوصی و عمومی و دولتی با تصویب این سند روشن میشود. طبیعی است وقتی فرایند بررسی بودجه طولانی شود، بخشهای مختلف اقتصادی نمیتوانند تصمیم دقیقی را برای آینده خود بگیرند.
عدم قطعیت و عدم شفافیت اقتصاد حالا یکی از مهمترین بحرانهای ماست. کمیسیون تلفیق بررسی بودجه از تاریخ ۱۲ آذر تا ۱۴ بهمن ، لایحه بودجه را بررسی کرد اما در نهایت با رد این لایحه، دو ماه فعالیت خود را بیاثر نمود. شاید بهتر بود همان روزهای ابتدایی لایحه بودجه رد می شد و امروز تکلیف اقتصاد کشور روشن میگردید. نکته مهم اینجاست که در نهایت نیز لایحه بودجه امکان تغییر چندانی را از سوی دولت نخواهد داشت پس هزینههای سنگین با عایدی آن چندان همخوانی ندارد.
باید توجه داشت در شرایط فعلی اقتصاد ایران با دو عامل بحرانی و مهم تحریم و کرونا روبهروست و طبیعی است که این طولانی شدن فرایند لایحه بودجه، بحران سومی را متوجه اقتصاد ایران میکند . شاید بهتر باشد دستگاههای اجرایی تصمیمات خود را با توجه به شرایط کنونی اتحاذ کنند نه با توجه به آرمانهایی که دارند
قطعا نااطمینانیها میتواند روند بهبود شرایط را کنترل نماید . امروزا گر تحریم که عاملی خارجی است به پایان برسد، باید بحرانهای داخلی نیز تمام شود.
آنچه مسلم است اینکه روبهرو کردن دولت با بحرانهایی بیفایده در ماههای پایانی فعالیت دولت، تنها سبب میشود آسیبهایی جدی و جبرانناپذیر به مردمی وارد شود که سرمایههای این مملکت هستند و اتفاقا این آسیبها با میلیاردها تومان هزینه نیز قابل جبران نیست. آرامش اولین و مهمترین مولفه مورد نیاز اقتصاد و سیاست ایران تلقی میشود . امیدوارم مجلس شورای اسلامی و دولت و تمامی دستگاههای اجرایی همین آرامش را درک نمایند.
-

قاسمینژاد: رحمتی مخالفتی با حضور من در استقلال نداشت
امین قاسمینژاد مهاجم تیم فوتبال پدیده درباره منتفی شدن انتقالش به استقلال اظهار داشت: بعضی وقتها سکوت شرافتی دارد که صحبت کردن ندارد. احساس میکنم که سکوت کنم بهتر است. کمال افتخار من است که باشگاه استقلال به من پیشنهاد داد، ولی بهتر است که صحبتی نکنم. اگر پول نقد به باشگاه شهر خودرو (پدیده) میرسید باشگاه رضایتنامهام را میداد. من این موضوع را واگذار کردهام به خدا. در حال حاضر هم مشکلی ندارم. تصمیم بر این شد که بهتر از نیمفصل اول در خدمت تیم پدیده باشم.
وی که با برنامه فوتبال برتر گفتوگو میکرد، درباره اینکه در زمان مذاکره با استقلال، باشگاه پدیده مبلغ رضایتنامه را دو برابر کرد، یادآور شد: از ابتدا و طبق صحبتمان مبلغ رضایتنامه من سه میلیارد تومان بود. سیدمهدی رحمتی هم به من گفته بود که اگر پول رضایتنامهام پرداخت شود مخالفتی با جدایی و حضورم در استقلال ندارد. من اول فصل میخواستم از پدیده جدا شوم، اما رحمتی از من خواست که در تیم بمانم. در نیمفصل هم قصد جدایی داشتم، ولی به هر دلیلی ماندنی شدم. در آخر فصل هم باید ببینیم چه پیش میآید و با یک تصمیم منطقی از پدیده جدا میشوم.
مهاجم تیم فوتبال پدیده در پاسخ به این پرسش که در نیمفصل از پرسپولیس هم پیشنهاد داشته است یا خیر، گفت: من هیچ پیشنهاد رسمی از باشگاه پرسپولیس نداشتم. البته پیشنهاد غیررسمی داشتم!
قاسمینژاد درباره خوشحالیاش بعد از گلزنی مقابل پرسپولیس گفت: خوشحالی من دلی بود و نیازی به توضیح ندارد و به هیچکس هم ربطی ندارد.
-

هفت راز سال ۲۰۲۰
لیسانس ریاضیات را از دانشگاه ساسکس انگلستان و فوق لیسانس ریاضیات برای آمار را از دانشگاه بیرمنگام گرفت. در سال ۱۹۸۲ با ارائه تز “بهینه سازی و اعتصاب” موفق به دریافت پی اچ دی در اقتصاد از دانشگاه ساسکس شد. از آن زمان تا به امروز تقریباً در اغلب دانشگاههای معتبر اروپایی و استرالیا (دانشگاههای ساسکس، کمبریج، سیدنی، گلاسگو، . . . ) به آموزش تئوریهای اقتصاد، اقتصاد سنجی و تئوری بازیها پرداخته است. اینک او استاد تمام دانشگاه آتن است. در دوره دانشجویی و در همهی سالهای پس از آن، همواره در متن اصلی فعالیتهای سیاسی اروپا بوده است. گرایش به چپ، دامنه فعالیت او را به ایالات متحده امریکا نیز کشیده است. او با برنی ساندرز سناتور چپگرای امریکایی، در نهضت بینالملل پیشرو Progressive International Movement که هدفش ایجاد اتحاد و تجهیز فعالان و سازمانهای شاخه چپ پیشرو است، همکاری دارد.
او با تکیه بر پیشینه اکادمیک و سیاسی خود برای باز کردن گره کور نابسامانیهای اقتصاد سرمایه داری پیشنهادهایی برای آموزش تئوریهای اقتصادی و نظام بازار دارد. میگوید: مکاتب اقتصادی زاییده تحولات اقتصادی زمان خوداند، بنابراین آموزش این دو باهم راه گشاست. یعنی آموزش جریانهای فکری اقتصاد، به همراه تاریخ اقتصادی هم عصر آن. او تقویت نظام بازارها را بدون نظام سرمایه داری نه تنها امکان پذیر بلکه لازم میداند.
برپایهی چنین دیدگاهی، یانیس ورافِکس معتقد است، سال ۲۰۲۰ گشاینده هفت راز بر جهانیان است.
آتن- خانهی سست است و هرآن ممکن است فروبریزد. چیدمانی از دروغ که ناخودآگاه آن را پذیرفتیم. اینها تنها چیزهای است که در دوران بحرانهای سخت، از نظر ما حقایق مسلم جامعه ماست. چنین رویدادهایی ما را شوکه میکند و درمییابیم که چقدر پندار ما غیر قابل اتکاء است. بدین خاطرست که این سال شبیه فرونشست سریع خیزآبی بوده که ما را واداشته تا در برابر حقایق آشکار شده، قرار گیریم.
به دلایل قابل قبولی، ما عادت داشتیم بپنداریم که جهانی شدن، دولتهای ملی را بیتوان کرده است. روسای جمهور، در برابر بازارهای اوراق، از ترس خود را جمع میکنند. نخست وزیران، تهیدستان کشورشان را نادیده میگیرند، اما هرگز استاندارد اند پورز را ( نهاد رتبهبندی بازار مالی امریکاست)، از نظر دور نمیدارند. وزیران دارائی مثل شمشیر گلدمن ساکس ( بانک امریکایی چند ملیتی سرمایهگذاریست) و یا مانند ساتراپهای (استانداران) صندوق بینالمللی پول عمل میکنند. اعضاء پرنفوذ رسانهها، مردان نفتی و متخصصین مالی، همچون جناح چپ، سرمایهداری جهانی را مورد انتقاد قرار میدهند، و معتقدند که دولتها، دیگر در موقعیت تصمیمگیری نیستند.
وقتی که بیماری فراگیر کرونا ضربه خود را وارد کرد. ناگهان دولتها چنگالهایشان را درآوردند و دندانهای تیزشان را آشکار کردند. مرزها را بستند و هواپیماها را زمین گیر کردند، مقرارت منع آمد و شد سفت وسخت را بر شهرها حاکم کردند، سینماها و موزهها را تعطیل کردند و ما را از سوگواری در غم درگذشت عزیزانمان بازداشتند. افزون برآن، آنها کاری کردن که، کسی فکرش را هم نمیکرد که تا روز پایانی جهان، امکان پذیر باشد: آنها رویدادهای ورزشی را لغو کردند.
بدین ترتیب نخستن راز نهفته آشکارشد: دولتها قدرت سنگدلانه خود را بازیافتند. چیزی را که ما در سال ۲۰۲۰ کشف کردیم این است که دولتها نمی خواستهاند قدرت عظیم خود را بکارگیرند، درنتیجه کسانی که جهانی شدن توانمندشان ساخته بود، توانستند قدرت خود را اعمال نمایند.
واقعیت دوم همانی است که بسیار از آدمها دربارهی آن تردید داشتند، ولی میترسیدند آن را بیان کنند: درخت پول، واقعیت دارد. دولتهایی که هر وقت درخواستی پرداخت پولی برای این بیمارستان یا آن مدرسه میشد، اعلام افلاس میکردند، ناگهان دریافتند که انبان کلانی از پول نقد برای پرداخت مزد به کارگران بیکار شده، راه آهن ملی شده، خطوط هوایی تصاحب شده، حمایت از ماشین سازان، و یا حتی برای سرپا نگهداشتن آرایشگاهها و باشگاهها، دارند.
آنانی که معمولاً اعتراض میکردند، پول از درخت نمیروید، بنابراین دولتها باید پول را به جایش خرج کنند، بهترست دهانشان را ببندند. بازارهای مالی به جای اینکه از بدمستی مصرفانه دولتها عصبانی باشند، آن را جشن گرفتند.
یونان نمونه کاملی از واقعیت آشکارشده سوم در این سال است: داشتن توان بازپرداخت بدهی (درهنگام دریافت وام)، دست کم در کشورهای ثروتمند غربی، یک قرار پذیرفته شده سیاسی است. نگاهی به گذشته نشان میدهد که در سال ۲۰۱۵ بدهی عمومی یونان ۳۲۰ میلیارد یورو (۳۹۲ میلیارد دلار) در مقابل درآمد ملی فقط ۱۷۶ میلیارد یورو بوده است. مشکلات این کشور در سراسر دنیا خبر صفحه اول رسانهها بود و رهبران اروپایی برای ورشکستگی ما اظهار تأسف میکردند.
اما امروزه، در میانه بحران واگیری جهانی که اقتصاد بد را بدتر میکند، یونان دیگر مسئلهای نیست، باوجودی که بدهی بخش عمومی ما ۳۳ میلیارد یورو بیشتر، و درآمدملی ما ۱۳ میلیارد یورو کمتر از سال ۲۰۱۵ شده است. قدرتهای اروپائی تصمیم گرفتند که به یک دهه سرکار داشتن با ورشکستگی یونان خاتمه دهند و اعلام کنند که یونان توان پرداخت بدهیهای خود را دارد. تا زمانی که دولت منتخب یونان پیوسته بتواند هرچه از ثروت کشور (بخش عمومی و یا بخش خصوصی) باقی مانده است به اولیگارشی بدون مرز انتقال دهد، بانک مرکزی اروپا هرکاری که لازم باشد انجام خواهد داد – خرید هر مقدار لازم اوراق بدهی دولتی – تا ناتوانی پرداخت بدهی و ورشکستی کشور را از کانون توجه همگانی خارج نماید.
چهارمین رازی را که سال ۲۰۲۰ آشکار ساخت این است که کوههای انباشت ثروت خصوصی، کمتر با کارآفرینی ارتباط دارد. من تردیدی ندارم که جف بزوس (Jeff Bezos بنیانگذار آمازون)، الون ماسک (Elon Musk بنیانگذار تسلا )و یا وارن بافت (Warren Buffett چهارمین ثروتمند جهان در دسامبر ۲۰۲۰) استعداد ذاتی برای پول درآوردن و بهرهکشی از بازارها را دارند اما تنها بخش کوچکی از ثروت به یغما گرفته آنان نتیجه آفرینش ارزش بوده است.
کافی است که افزایش فوقالعاده ثروت ۶۱۴ میلیاردر امریکایی را از میانه مارس ۲۰۲۰ تا به امروز، بررسی کنیم. ۹۳۲ میلیارد دلار اضافه انباشت ثروت، نتیجه خلاقیت، یا نبوغ آنان نبوده که این نفع اضافی را برای آنان به وجود آورده باشد. انها وقتی که در خواب بودنند ثروتمندتر شدند، باید گفت، بانکهای مرکزی با چاپ پول سیستم مالی را متورم کردند و درپی آن قیمت دارائیها افزایش یافت، درنتیجه ثروت میلیاردرها سر به آسمان نهاد
با افزایش بیسابقه کوید-۱۹، رایج شدن آزمایش آن، تأیید و به کاربردن گسترده واکسن کرونا، راز پنجم آشکار شد: پژوهشهای علمی وابسته به کمکهای دولت است، اما اهمیت این کمکها ازنظر عموم ناشناخته است. بسیاری از مفسران دربارهی قدرت بازار در برطرف کردن سریع نیازهای انسانی دست به گزافهگویی زدند. اما این طنز تلخ نباید از نظر هیچکس پنهان بماند: دستگاه حکومتی ضد علمترین رئیس جمهور امریکا تا به امروز – رئیس جمهوری که حتی در بدترین بیماری همهگیر قرن، متخصصین را نادیده میگرفت، تهدید میکرد، و مسخره میکرد – ۱۰ میلیارد دلار برای تأمین نیازهای تحقیقاتی دانشمندان، اختصاص داد.
اما راز بزرگتری نیز وجود دارد: درحالی که سال ۲۰۲۰ سال شاخصی برای سرمایهداران است، سرمایهداری دیگر وجود ندارد. این چگونه ممکن است؟ چگونه ممکن است سرمایهداران در گسترش باشند درحالی که سرمایهداری به چیزی دیگری در حال تغییر باشد؟
خیلی ساده است، بزرگترین بنیان گذاران سرمایهداری، همچون آدام اسمیت، بر نتایج غیر ارادی بازار تاکید کردهاند: دقیقاً چون افراد جویای منفعت خود هستند و توجهی به منافع دیگران ندارند، این امر منجر به رفاه جامعه میشود. اصلی که سبب میشود رفتار خودخواهانه فردی به مصلحت عمومی تبدیل شود، رقابت است. رقابت نیرویی است که سرمایهداران را وامیدارد تا به فعالیتهایی بپردازند که سودشان را حداکثر کند. یک بازار رقابتی، بازاریست که از طریق افزایش تنوع کالایی و بهترشدن کیفیت آنها به کالاهای مورد نیازعمومی یاری میرساند، و همزمان قیمتها نیز در آن بازار دائماً کاهش مییابد.
درک این موضوع بسیار ساده است، سرمایهداران در بازار کمتر رقابتی عملکرد بهتری دارند. و این ششمین راز نهفته سال ۲۰۲۰ است که آشکار شده است. با گریز از رقابت و با مرگ سرمایهداری، عملکرد کمپانیهای غولپیکری همچون آمازون، بصورت شگفتآمیزی، بهتری شده است. اکنون چیزی شبیه فئودالیزم-فنی جایگزین سرمایهداری شده است.
اما هفتمین راز آشکار شده این سال، روزنه امیدی را مینمایاند. گرچه تغییرات بنیانی هرگز ساده نیست، اما اکنون کاملاً آشکار شده است که همه چیز باید تغییر کند. دلیلی وجود ندارد که وضعیت موجود را بپذیریم. برعکس، مهمترین واقعیت سال ۲۰۲۰ در عبارت تیزهوشانه و زیبای برتولت برشت منعکس شده است: ”چون اوضاع اینگونه هست، دلیلی ندارد که این گونه باقی بماند.“
من فکر میکنم، در سالی که همه میخواهند فراموشش کنند، هیچ منبعی امیدبخشتر از این نقل الهام بخش برتولت برشت وجود ندارد.
-

آیا رشد اقتصادی ایران مثبت شده است؟
نکته اول : وجود تناقضات همیشگی بین آمار های اعلامی دو مرجع رسمی بانکمرکزی و مرکز آمار ایران بطور مثال : مرکز آمار ایران رشد بخش کشاورزی را در سه ماه اول ۹۹ حدود ۰/۱ درصد اعلام کرده، درحالیکه بانکمرکزی از رشد بخش ۳/۷ً درصدی بخش کشاورزی در سه ماه اول سال ۹۹ خبر داده است یا رشد بخش صنعت در بهار ۹۹ توسط بانک مرکزی ۱/۳ درصد مثبت اعلام شده در حالیکه طبق آمار برآورد شده مرکز آمار ایران این نرخ منفی ۴ /۰ درصد گزارش شده که در این مورد مصادیق فراوان است . این تشتت آماری ناشی از دریافت داده های متفاوت توسط این دو منبع اطلاع رسانی اماری کشور است یا بنا بر اقتضائات سیاسی داده ها دستکاری میشوند تا پس از پردازش در دستگاه محاسباتی ستانده های بهتری در عرصه داخلی و برون مرزی ارائه شوند .
نکته دوم عدم هماهنگی بین نرخ متغیرهای اقتصادی است که منبعث از تناقضات آماری است که صحت آنها را تردید آمیز میسازد اما مسئله اصلی واقعیات اقتصاد کشور است که هیچ نشانی از بهبود در آن دیده نمیشود دامنه فقر گستردهتر شده ،ارزش پول ملی به شدت افت کرده و گرانی روز افزون کالاها به ویژه کالاهای سبد متعارف مصرفی قدرت خرید کثیری از آحاد آسیب دیده و آسیب پذیر و صاحبان درآمدهای ثابت و به طور کلی اقشار کم برخوردار و حتی لایههای بالای طبقه متوسط را کاهش داده و آنان را به آستانه و یا به زیر خط فقر کشانده. مردم به آمارهای تورم، نرخ بیکاری و رشد اقتصادی و دیگر آمارهاییکه آثار آن را در زندگی خود احساس و ادراک نمیکنند باور ندارند. سالهای ۹۷ و۹۸ مجموعا” با رشد منفی۱۴ درصدی روبرو بودیم امسال دولت رشد اقتصادی را مثبت اعلام کرده این در حالیست که دستیابی به رشد اقتصادی مثبت مستلزم ضرورتهای پیشینی است که متاسفانه اقتصاد سال ۹۹ در استمرار و تداوم سیاستگذاریهای دو سال گذشته که به تدریج منافذ ورودی ارز به کشور چه از بابت کمیت صادرات اعم از نفتی و غیرنفتی وچه از جهت تحریم مبادلات بانکی تنگتر و بستهتر شده کمبودهای ارزی و به تبع ریالی بیشتری را تجربه کرده و لذا درآمدها قادر به پوشش بخش اعظمی از بودجه جاری دولت هم نشده و دولت با وجود تمهیداتی در راستای غیر پولی کردن تامین کسر بوجه نظیر فروش بخشی از داراییهای خود و عرضه برخی از سهام شرکتهای دولتی به بورس و انتشار اوراق بدهی ، اجازه انتشار اوراق ودیعه دوساله و انجام عملیات بازار باز و افزایش نرخ سود بانکی ، باز هم کمبود منابع را از برداشت از صندوق توسعه ملی و استقراض از بانکمرکزی تامین نمود که نتیجه آن افزایش پایه پولی و گذر کردن نقدینگی از مرز ۳۳۰۰ هزار میلیارد تومان بود که اگر با حجم نقدینگی ۴۹۲ هزار میلیارد تومانی خرداد ۹۲ که شروع دوره ریاست جمهوری روحانی بود مقایسه کنیم درمییابیم که بیش از ۶/۷ برابر و یا ۶۷۰ درصد رشد نشان میدهد ،که هیچ تناسبی با میانگین رشد اقتصادی اعلامی صفر درصد در این بازه زمانی نداشته است که لذا باید آنرا به افزایش مداوم رشد تورم معطوف کرد . اما همانطور که عرض کردم در سال ۹۹ ضرورتهای پیشین برای دستیابی به رشد اقتصادی مثبت فراهم نبود زیرا یکی از مهمترین ملزومات رشد اقتصادی افزایش رشد سرمایه گذاری و رشد بهره وری است که در هردو مورد با رشد منفی روبروبوده ایم که از عوامل تضعیف تولید است
تضعیف بخش واقعی اقتصاد از چهار منظر ، در سال ۹۹ قابل تأمل است
یکم : عدم حمایت دولت از بخش واقعی اقتصاد و دخالت های نامطلوب در بازار و قیمت گذاری ،به بهانه تنظیم بازار و کنترل قیمتها
دوم : آثار مخرب تحریمهای حداکثری آمریکا که تمام بخشهای اقتصادی ایران را در هدف داشته است در بخش پولی نیز بخشی از رشد متغیرهای پولی متاثر از اثرات غیر مستقیم تحریمهای آمریکاست.
سوم: تبعات سهمگین ویروس کرونا بر کسب وکارها و تولیدات کالاها و خدمات که منجر به تضعیف تولید و کاهش اشتغال شده است.
چهارم : اتخاذ سیاستهایی با انتظار ایجاد رضایت بخشی های زودهنگام از طریق ارائه کمکهای نقدی و جنسی ناکافی به مردم و پرداخت ارز با نرخ ترجیحی ۴۲۰۰ تومانی برای واردات کالاهای اساسی که منجر به ادامه وقوع فساد و اختلاسهای هزاران میلیاردی که بانکها را از اعطای اعتبارات به بخش واقعی اقتصاد تهی ساخت . بجای اصلاح رفتار مالی دولت بویژه کاستن از کسر بودجه و اتخاذ سیاستهای بهینه مدیریت منابع مالی وارزی و ریالی.
فیالواقع تأثیرات سوء همین عوامل بر اقتصاد کشور رشد منفی اقتصادی را در سالهای ۹۷ و۹۸ رقم زد . اینک چگونه ممکن است در سال ۹۹ که شاهد بهبود مدیریت مالی و پولی و ارزی دولت نبودهایم با رشد تولید ناخالص داخلی مثبت روبرو باشیم در حالیکه شرایط اقتصادی سال ۹۹ نسبت به دو سال پیشین به مراتب وخیم تر بوده است . براساس آمار رسمی دولتی رشد تولید ناخالص داخلی با نفت به نقل از گزارش ۹۹/۶/۱۲ اقتصاد نیوز متکی بر آخرین گزارش فصلی مرکز آمار ایران در ۳ ماهه ابتدای سال گذشته منفی ۳/۵ درصد بوده که اگر همین روند را تا پایان سال در نظر بگیریم با اغماض باید رشد اقتصادی حدود منفی ۱۰ درصد را تجربه کرده باشیم که نگارنده در پاییز سال گذشته پیش بینی نموده بود . بر اساس گزارش صندوق بین المللی پول نیز که نرخ رشد اقتصادی دنیا وچند کشور منتخب را در جدولی منتشر ساخته نرخ رشد اقتصادی ایران در سالهای ۹۷و ۹۸و۹۹ به ترتیب منفی ۴/۸۴ درصد ، منفی ۹/۴۶ درصد ومنفی ۵/۹۸ درصد بوده که به واقعیت نزدیکتر است . البته بر کسی پوشیده نیست که رشد قابل توجهی در عرصه تولیدات تسلیحاتی وموشکی و شناورهای نظامی داشتهایم که باعث افزایش میانگین نرخ رشد اقتصادی شده اما تامین معیشت مردم را به سبب تخصیص منابع بیشتر باین حوزه سختتر نموده است . در اردیبهشت ۹۸ تعداد خانوارهای ایرانی زیر خط فقر ۵۵ درصد اعلام شده بود که کثیری از آنها زیر خط گرسنگی به سر میبرند اما در دی ماه ۱۳۹۹ با توجه به آمارهای گوناگون همچون حقوق دریافتی و گرانیها، اعلام شد که: «۵۸ درصد مردم ایران برای زنده ماندن تلاش میکنند نه زندگی کردن». با این اوصاف اگر هم در سال ۹۹ به رشد اقتصادی مثبت دست یافته باشیم بیانگر هیچ آثار بهبودی در زندگی اکثریت آحاد جامعه نبوده است ، گرچه رشد اقتصادی در زیر ساختهای کشور هم که بر اساس یک استراتژی توسعه گرا و نگاه به آینده صورت گیرد تغییرات زودهنگامی را بر بهبود رفاه جامعه ایجاد نخواهد کرد اما متاسفانه سیاستگذاری در بخش تاسیسات زیر ساختی و پروژه های ساختارهای اقتصادی اجتماعی فرهنگی بهداشتی و زیست محیطی که تامین مالی آنها همه ساله در چارچوب بودجه های عمرانی کشور تدوین میشود نیز از عقلانیت عملی بی بهره بوده و بخش عمده ای از منابع عمرانی مصروف هزینه های جاری دولت شده و هزاران طرح وپروژه عمرانی ناتمام بر زمینمانده و اغلب توجیه اقتصادی خود را از دست داده و از سوی دیگر مطالبات پیمانکاران بخش خصوصی لاوصول مانده و بورشکستگی آنان منجر شده است .
– دورنمای اقتصادی سیاسی اجتماع سال جاری نیز حامل شرایط نوید بخشی نخواهد بود . زیرا بر اساس گفته آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه آمریکا راه بسیار طولانی برای انجام مذاکرات در پیش است. از سوی دیگر جمهوری اسلامی با اتکاء به قرار داد ۲۵ ساله اخیر با چین به اتخاذ موضع محکمتری در برابر مواضع آمریکا مبادرت ورزیده . که اگر این قراداد که هنوز منافع و مضار آن بر ملت ایران در هاله ای از ابهام است اجرایی شود . کشور ما در سال جاری علاوه بر اینکه با تشدید تحریمهای آمریکا روبرو خواهد بود طیف گستردهای از کشورهای اروپایی و عربی و کشورهای حامی آمریکا در دیگر نقاط جهان هم در برابر ایران رسما” موضع خواهند گرفت. ضمن آنکه ایران از ترکشهای جنگ اقتصادی غرب با چین مصون نخواهد بود.
* اقتصاددان
-

اعلام سقف و کف حمایتی شاخص/بورس تحت فشار این دو عامل قرار دارد
بورس اوراق بهادار تهران همچنان به روند کاهشی خود ادامه داد و در پایان معاملات شاخص کل با کاهش ۶ هزار و ۷۳۳ واحد به رقم یکمیلیون و ۲۶۲ هزار و ۷۶۱ واحد رسید.
شاخص کل نیز با معیار هموزن امروز با کاهش ۹۴۵ واحد به رقم ۴۳۸ هزار و ۹۷۴ واحد رسید.
معاملهگران امروز بیش از ۴.۱ میلیارد سهام حقتقدم و اوراق مالی در قالب ۴۶۸ هزار نوبت معامله و به ارزش ۴ هزار و ۱۳۶ میلیارد تومان داد و ستد کردند.
امروز همه شاخصهای بورس قرمزپوش شدند اما میزان کاهش شاخص زیر یکدرصد بوده به گونهای که شاخص کل و شاخص قیمت با معیار وزنی ارزشی ۵۳ صدم درصد کاهش یافت.

محمد خبری زاده، کارشناس بازار سرمایه در گفت و گو با خبرآنلاین اظهار کرد: از روز دوم کاری بازار سرمایه بورس منفی شده و این روند ادامه پیدا کرده است. مهمترین دلیل افت بازار مربوط به بحثهای سیاسی مثل برجام و کاهش نرخ ارز است. دلیل دوم هم کمبود نقدینگی در بازار است. بخاطر این دو دلیل است که بازار نتوانسته پا بگیرد. دامنه نامتقارن هم جدا از درست یا غلط بودن آن باعث شده که روند بازار فرسایشی شود.
وی با اشاره به ادامه روند فعلی بازار سرمایه گفت: حداقل تا یک ماه و مشخص شدن بخشی از این توافقات برجام و همچنین انتخابات، روند فعلی ادامه خواهد داشت. ولی باید توجه کرد که اگر دلار افت قیمت نداشته باشد بازار ارزنده خواهد بود.
این کارشناس بازار سرمایه در خصوص راه برون رفت بورس از روند کاهشی کنونی گفت: یک بخش رشد بازار میتواند با تزریق نقدینگی از طریق هولدینگها و بخش دیگر هم بازگشت اعتماد به بازار از طریق دستورالعملها انجام شود.
وی افزود: فکر میکنم در ده روز آتی یک سری شفافیتها در سیاست خارجه ایجاد شود که بتواند مسیر آینده را روشنتر کند.
خبری زاده در خصوص کف و سقف حمایتی بورس اظهار کرد: به نظرم بازار تا پیش از انتخابات در همین بازه ۱ میلیون و ۲۰۰ هزار واحد تا ۱ میلیون و ۳۰۰ هزار واحد میماند و نه پایینتر و بالاتر خواهد رفت.
-

تخریب توافق ایران و چین با چه هدفی؛آیا واقعا ترکمنچای است؟
ابوالفضل خدایی: سند همکاری های جامع ایران و چین که اخیرا در تهران به امضای وزیران خارجه دو کشور رسید در سطح جهانی بازتاب گسترده ای پیدا کرده است. انفعال آمریکا و اروپایی ها در عمل به تعهدات برجامی خود سبب شد تا ایران برای تأمین نیازهای خود اقدام دیگری را در دستور کار داشته باشد و با ارتقای روابطش با چین آن را وارد مرحله استراتژیک کند. ناظران و کارشناسان بین المللی معتقدند که سند نتایج ژئوپلتیکی و سیاسی را برای منطقه خواهد داشت و موجب تضعیف هژمون ایالات متحده آمریکا نیز خواهد شد. برای بررسی ابعاد این سند با محسن پاک آیین سفیر سابق ایران در باکو گفتگو کرده ایم که در ادامه مشروح آن را می خوانید:
از نظر شما نکات قابل توجه در خصوص سند همکاری های جامع ایران و چین چیست؟
باید در نظر داشت اسنادی که بین کشورها به امضا می رسد دو نوع است: تفاهمنامه و یا قرارداد. در تفاهمنامه معمولا به کلیات اشاره می شود و طی آن حوزه های همکاری در زمینه های گوناگون برای مدتی تعیین خواهد شد. تفاهمنامه در واقع نشان دهنده اراده دو کشور برای انجام همکاری ها است و اهمیت آن موجب می شود تا به یک سند راهبردی تبدیل شود.
نوع دیگر و یا دوم مربوط به قرارداد می شود که در آن طرفین وارد جزئیات می شوند و در خصوص سرمایه گذاری، اجرای پروژه، نحوه تقسیم سود و غیره به طور مشخص تعیین خواهد شد و پس از نهایی شدن به مجلس می رود و پس از بررسی نمایندگان به شورای نگهبان می رود و پس از اینکه در هر دو کشور تبدیل به قانون شد در نهایت وارد فاز اجرایی می شود و مورد مخفی در آن وجود ندارد.

سند جامع همکاری های ۲۵ ساله ایران و چین در واقع یک سند چشم انداز و یک نقشه راه است که در آن حوزه های مختلفی برای همکاری تعریف شده است. در حوزه های نفت، انرژی، گردشگری، ترانزیت، تجارت، راه آهن و غیره دو کشور همکاری هایی را نیز خواهند داشت اما در خصوص جزئیات آن چیزی ارائه نشده است. اهمیت این سند این است که رهبران دو کشور پشتیبان آن هستند و دولت ها در آینده باید این سند را طبق اراده ای که پشت آن بوده است وارد فاز اجرایی کنند. حال که این سند به امضای طرف های ایران و چین رسیده در مرحله بعدی وزیران خارجه دو کشور باید با گفتگو این سند را اجرا کنند که طی آن پروژه ها تعریف شده و قراردادها نیز بسته شوند. در حال حاضر مورد محرمانه ای در این سند وجود ندارد که جزئیات آن مشخص شود. هنگامی که جزئیات همکاری های مشخص شد به طور طبیعی در مجلس شورای اسلامی مورد بررسی و تصویب قرار خواهد گرفت. پس از آن نیز به دولت برای اجرایی شدن ابلاغ می شود.
دلیل نگرانی غرب از این سند چیست؟
آنها احساس می کنند که منافع درازمدتشان درخلیج فارس به خطر افتاده است و بر اساس اشتباهات محاسباتی و خطاهایی که انجام داده اند چین در حال جایگزین شدن است. جایی که شرکت های غربی می توانستند همکاری کنند در حال حاضر چینی ها به آن ورود پیدا کرده اند.اما موضوع دیگری نیز وجود دارد که آن نگرانی ها در داخل کشور است.برخی تصور می کنند تقویت روابط ایران با شرق چون روسیه و چین بدان معناست که ایران دیگر نمی تواند با کشورهای غربی در آینده رابطه خوبی پیدا کند. در واقع چنین نیست. اینکه ایران کشورهای غربی را تا به حال به بازی نگرفته است بدلیل رفتارهای خصومت آمیز آنان است. موضوعی که حتی قبل از انقلاب نیز وجود داشته و تا به امروز نیز ادامه داشته و در رأس آنها نیز ایالات متحده آمریکا قرار دارد. در آن سو نیز کشورهای اروپایی وجود دارند که منافع خود را به آمریکا گره زده اند. کشورهای غربی در صورت رفع خصومت می توانند با ایران رابطه داشته باشند و حتی سند همکاری امضا کنند. بنابراین ایران نباید منافع خود با شرق را به منافع کشورهای غربی گره بزند. بر اساس شعار نه شرقی نه غربی، ایران با همه کشورهای جهان در چارچوب احترام، اعتماد و منافع متقابل می تواند همکاری داشته باشد. به طور طبیعی با کشورهایی که علیه ایران رویکردی خصمانه دارند طبیعی است که همکاری صورت نمی گیرد. برای ایران مهم نیست که این کشور در شرق قرار دارد یا غرب. اگر روزی شرقی ها هم علیه ایران خصومت کردند تهران با آنها همکاری نخواهد داشت. به طورکلی می توان توافق ایران و چین یکی از مسائل مهم و راهبردی وزارت امور خارجه بوده که مورد حمایت رهبر معظم انقلاب و سران قوا بوده که انشاله در آینده شاهد نتایج مثبت آن باشیم.
علاوه بر نگرانی های غرب شاهد وضعیتی دوقطبی در داخل کشور نیز هستیم…
قراردادها و تفاهم نامه های ایران با دیگر کشورها نباید باعث ایجاد دوقطبی درکشور شود. وقتی مساله مهمی که ارتباط مستقیم با منافع ملی دارد به موضوعی دو قطبی تبدیل شود،خودبخود یک قطب به عنوان یک مخالف این قرارداد را در راستای منافع ملی نمی داند و همچنین قطب دیگر منافع آن را بزرگنمایی و برجسته می کند. اگر موضوع دوقطبی نباشد تمام گرایشات و جناح ها با نگاه به نقاط مثبت و منفی این قرارداد آن را مورد بررسی قرار می دهند و در واقع انتظاری واقعی نسبت به آن دارند. به همین دلیل مطلق گرایی را در خصوص این قرارداد شاهد نخواهیم بود. ضمن اینکه در روابط کشورها با هم نیز ما نباید دچار مطلق گرایی شویم؛ به هر حال قرارداد برد ـ برد است و طبق آن دو طرف باید از آن سود ببرند و به نوعی داد و ستد محسوب می شود.
معتقدم که همه ناظران، تحلیلگران و مسئولان کشور باید به این قرارداد به صورت ملی نگاه کنند و از نگاه های جناحی پرهیز کنند تا دوقطبی ایجاد نشود.می توان این سند را مورد نقد و بررسی هم قرار داد به شرطی که در راستای منافع ملی باشد.
یکی از دلایلی که این سند ارزش ملی دارد این است که رهبر معظم انقلاب نیز حامی آن است. همانطورکه می دانیم آقای علی لاریجانی نیز مسئول پیگیری آن بوده است. بنابراین می توان دریافت که این سند تنها خواسته دولت و یک قوه نیست بلکه کلیت نظام از آن حمایت می کند و همگی به آن اهتمام دارند که این اقدام بزرگ باید به چینی ها انجام شود. از طرفی چینی ها نیز به خوبی به زوایای امر آگاه هستند. هیچ دولتی در هفته ها و ماه های پایانی دولتی با آن قرارداد امضا نمی کند اما چین به خوبی می داند که عزم و اراده معقولانه ای در این نظام وجود دارد که در صورت تغییر دولت ها نیز صدمه ای به آن وارد نمی شود.
با بررسی این نگاه در می یابیم که این سند مساله ای کاملا ملی بوده و از همین رو تمامی جناح های مختلف باید با رویکردی حمایتی آن را مورد نقد و بررسی قرار دهند. طرح مسائلی که در مردم ایجاد نگرانی کرده و باعث تشویش اذهان عمومی می شود جایز نیست. عصبانیت آمریکا، اروپا، رژیم صهیونیستی و برخی رژیم های مرتجع عرب باید به ما یادآوری کند که سند جامع همکاری های ایران و چین سندی خوبی است. اگر این سند علیه منافع ایران بود آنها به هیچ وجه عصبانی نمی شدند.
شاهد هستیم که برخی می گویند چین هم در برهه ای از تحریم ها علیه ایران حمایت کرده و در کنار ایران نبوده است. یا حرف هایی از حضرت امام (ره) نقل می کنند که فرموده بودند چین و شوروی هم دشمن ایران هستند. نظر شما چیست؟
کشورها در روابط خارجی خود رویه ها را تغییر می دهند، از همین رو ممکن است در مقطعی دو کشور با یکدیگر دوست نباشند. اما در ادامه تحولاتی رخ می دهد که منجر به دوستانه شدن روابط می شود. ایران و عراق در برهه ای با هم جنگ داشتند اما در حاضر بهترین دوست و متحد هستند. چین و شوروی نیز در زمان جنگ سرد ۵۰ سال برای عادی سازی روابط مذاکره کردند و در مقابل هم قرار داشتند. اما امروزه دو دوست هستند و با یکدیگر همکاری می کنند. بنابراین تغییر رویه کشورها طبق منافع رویه ای مرسوم است. ایران بارها به اروپایی ها نیز اعلام کرده که در صورت کنار گذاشتن خصومت ها می توانند با ایران سند امضا کنند. باید در نظر داشته باشیم که چین در شورای امنیت به لحاظ سیاسی حامی ایران بوده است. در دوران ترامپ شاهد بودیم این کشور قطعنامه های آمریکا را وتو کرد. چین تنها کشوری به شمار می آید که به طور رسمی از ایران نفت خریداری می کند. در این بین کشورهای دیگری نیز وجود دارند که از ایران نفت می خرند اما اعلام رسمی نمی کنند. حتی به ایران نیز اعلام می کنند که خرید نفت را اعلام نکنند تا فشارهای آمریکا علیه آنان ایجاد نشود. بنابراین باید به نقش مهم چین توجه داشت که درصدد توسعه روابط با کشورهای غرب آسیا است.
پکن گسترش روابط با ایران، افغانستان، پاکستان را در دستور کار خود قرار داده و به دنبال احیای جاده ابریشم نیز هست.در این راستا پکن اعلام کرده که ایران برایش به عنوان یک کشور باثبات از اهمیت بالایی برخوردار است و همینطور یکی از کشورهای مهم و محوری پروژه «یک کمربند یک جاده» است. بنابراین ضروری است که چین را با توجه به شرایط امروزی مدنظر داشته باشیم.
وقتی حضرت امام (ره) در برهه ای اعلام کردند که چین و شوروی دشمن ایران هستند باید زمانش را در نظر بگیریم و بررسی کنیم که در چه دوره ای آن را بیان کرده اند. در مقطعی در اوایل انقلاب که عده ای از گروه های ایرانی که متمایل به مائوئیسم بودند و عده ای که به دنبال مارکسیسم بودند، در دانشگاه با جوانان انقلابی مسلمان بحث می کردند و این عقاید و افکار را ترویج می دادند و معتقد بودند راه اداره کشور از طریق توجه به این افکار و عقاید می گذرد. امام در آن دوره به دانشجویان فرمودند که چین و شوروی هر دو دشمن ما هستند؛ البته این بدان معنا نیست که چین و شوروی به دنبال دو کشور و حکومت دشمن ایران هستند، بلکه این دو ایدئولوژی مائوئیسم و مارکسیسم بودند که به عنوان دشمن ایران خطاب می شدند و حضرت امام بر آن تاکید داشتند.امروزه نیز شاهد هستیم که مائوئیسم از چین فاصله گرفته و مارکسیسم در روسیه وجود ندارد. شوروی امروزه به روسیه ای تبدیل شده که ۱۵ الی ۱۶ کشور از آن جدا شده اند و نگاه به اقتصاد آزاد دارند. امروزه چین در یک اقتصاد آزاد بزرگترین صادرکننده کالا به آمریکا است که دومین واردکننده کالا از آمریکا نیز محسوب می شود. همه این توضیحات عنوان شد تا بر اهمیت شأن و نزول اظهارات تاکید کنم. همانطور که اشاره کردم باید بررسی کنیم و ببینیم صحبت های مطرح شده در چه زمانی و خطاب به چه کسانی بوده است. نباید با طرح این مسائل در مردم نگرانی و اضطراب ایجاد کنیم که قراداد ۲۵ ساله با چین تحمیل ترکمنچای دیگری به ایران است. شرایط قرارداد ترکمنچای و گلستان که با دوره کنونی مقایسه می شود بسیار متفاوت است. در آن برهه شاهانی بر کشور حکفرمایی می کردند که خیلی راحت کشور را می فروختند. در همین راستا در دوره قاجار شاهد جدا شدن بخش های مهمی از ایران بودیم. در زمان پهلوی ما شاهد بخشیده شدن بحرین به اعراب بودیم که واقعیت هایی هستند که در آن دوره وجود داشتند.
امروز در نظام جمهوری اسلامی ایران مردم بر امور نظارت دقیق دارند و با رأی خود افراد مورد نظر را انتخاب می کنند. در رأس این نظام نیز ولی فقیه وجود دارد که به همراه فقها بر امور نظارت می کنند. ایران ۸ سال در جنگ تحمیلی جنگید و خون ها داد تا یک وجب از خاکش جدا نشود. از همین رو طرح مسائلی چون ترکمنچای و گلستان به هیچ وجه جایز نیست. زمانی که سفیر بودم همواره در جلساتی با حضور حضرت امام برگزار می شد ایشان همواره تاکید داشتند که با کشورهای که احترام متقابل را در نظر می گیرند ایران باید روابط دوستانه داشته باشد. تعداد اندکی از جناح ها در آن جلسات اظهار داشتند که ما باید فقط با ملت ها کار کنیم که حضرت امام با صراحت تمام اظهار داشتند که این حرف غلطی است و باید هم با ملت ها و هم دولت ها همکاری داشته باشیم. ایده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بر همین مبنا بود به طوری که رهبر معظم انقلاب نیز همواره بر روابط با کشورها بر پایه احترام متقابل تاکید دارند. به جز رژیم صهیونیستی که ایران آن را به رسمیت نمی شناسد و آمریکا که همواره با ملت ایران دشمنی و خصومت داشته است.
دلیل اجرایی شدن این سند در زمان فعلی چه بود و اگر خوب است چرا زودتر شکل نگرفت؟
امضای سند همکاری جامع ایران با چین باید زودتر از اینها انجام می شد. در برهه ای که ایران با کشورهای اروپایی و ۱+۵ به تفاهم رسید و فضای بازی ایجاد شد باید نگاه به شرق را تقویت می کردیم. باید به جای اینکه با کشورهایی که در زمان تحریم علیه ایران اقدام کرده بودند تهران قرارداد ببندد باید با کشورهایی چون چین قرارداد می بستیم. تا در زمانی که اگر ترامپ از برجام خارج شد و یا صدمه ای به آن خورد این کشورها کار خود در ایران را ادامه دهند. متاسفانه در آن مقطع ایران بار دیگر به سراغ توتال، ایرباس، بوئینگ، بنز و غیره رفت. یا به سراغ ژاپن و کره ای رفتیم که سیاستشان تابعی از خود غرب است. متاسفانه چین در این زمینه فراموش شد. یکی از مقامات به یاد دارم که اعلام کرد اگر قرارداد با توتال انجام نشد با چین می بندیم. در واقع این حرکت چینی ها را از ما رنجاند. بنابراین در آن زمان ضروری بود که ایران شرکای واقعی خود را به صورت درست انتخاب کند. اگر ایران همکاری های خود را با چین مانند همین سند ۲۵ ساله انجام می داد، چه بسا پس از خروج ترامپ از برجام، چین در کشور باقی می ماند و پروژه ها را در حوزه های مختلف نفتی، گازی و زیرساختی ادامه می داد. همکاری های می توانست با کشورهایی چون روسیه و یا مالزی ادامه پیدا کند. اگرچه ممکن است سطح تکنولوژی کشوری چون مالزی با کشورهای اروپایی یکسان نباشد اما این کشور وفادار است و با سرنوشت کشورهای دیگر بازی نمی کند. ایران تقریبا دو سال با شرکت هایی چون توتال مذاکره کرد و فرصت بزرگی را از دست داد. در نهایت هم دیدیم که این شرکت ها با یک امضا از ایران خارج شدند و با نیمه کاره گذاشتن پروژه های خود در ایران ما را معطل نگه داشتند. باید توجه داشته باشیم اگر زمانی تحریم ها لغو شد ایران به سراغ طرفی نرود که در دوره تحریم ها نسبت به ما بی توجه بودند. از همین رو ضرورت ایجاب می کند با کشورهایی همکاری کنیم که در دوران تحریم نیز در کنار ما بودند.
-

واکنش یوفا به غیبت طارمی مقابل چلسی
«یوفا» امروز در گزارشی به آغاز بازی های یک چهارم نهایی لیگ قهرمانان اروپا پرداخت و در بخشی از این گزارش به غیبت مهدی طارمی مهره کلیدی پورتو در بازی رفت مقابل چلسی پرداخت.
یوفا در این زمینه نوشت: پورتو باید در بازی با چلسی نشان دهد که پیروزی در دی ان ای تیم وجود دارد. آنها نیاز دارند تا در غیاب مهدی طارمی بهترین گلزن تیم در رقابت های اروپایی با ۵ گل، بازیکن خوبی جانشینش شود. غیبت این بازیکن شانس چلسی برای برد را افزایش می دهد. ویژگی میزبانی نمی تواند پورتو را در این بازی کمک کند چون به دلیل شرایط کرونایی بازی رفت و برگشت در سویا اسپانیا برگزار می شود.
طارمی در بازی برگشت مقابل یوونتوس اخراج شده بود و به همین خاطر در بازی رفت مقابل چلسی محروم است.
