معمای استراتژیک ایران در سایه تفاهمنامه و محاصره دریایی/راهکار مقابله با قابلیت پیش بینی بودن توسط دشمن

به گزارش موج زاگرس،در حالی که گفتمان عمومی همچنان بر محور مذاکره یا عدم مذاکره در گردش است، واقعیت میدانی حاکی از عبور واشنگتن از این دوگانههای کلاسیک است.
تخریب شبگذشته پل و جاده کریدور شمالی توسط آمریکا، بیش از آنکه یک عملیات صرفاً نظامی باشد، نشاندهنده خلاقیت فراتر از انتظار دشمن در عرصه دشمنی و بهکارگیری همزمان اهرمهای خشکی و دریایی است.
استقرار ناوگروه لینکلن به همراه تیم پشتیبان کریر، ناوشکنها و سامانههای موشکی در منطقه، بیانگر تداوم راهبرد حضور پیشدستانه در دریای عرب، خلیجفارس و دریای عمان است.
اما نقطه ظریف و هشداردهنده این سناریو، تکیه بر یک تفاهمنامه مکتوب میان دو رئیسجمهور است؛ چارچوبی که به آمریکا این امکان را میدهد تا هرگونه واکنش نظامی احتمالی را صرفاً در قالب نقض تفاهم تعریف کند و از بار حقوقی تجاوز جدید بگریزد. این یعنی عملیاتهای نظامی که در گذشته در میانه مذاکرات، مصداق تجاوز غیرقانونی قلمداد میشدند، امروز دیگر برای واشنگتن دچار معذوریت قانونی نیستند.
واقعیت تلخ اما انکارناپذیر آن است که کاخ سفید با بهرهگیری از تجارب جنگ ۴۰ روزه و عبور از تله جغرافیایی ایران، اکنون راهبرد تازهای را در پیش گرفته است. همزمان سازی حملات فرسایشی به زیرساختهای انرژی ایران و روسیه با چینش دریایی، این پیام را مخابره میکند که هدف نهایی، تسلط بر نبض انرژی جهان و اعمال فشار روانی–اقتصادی در بلندمدت است.
مهمترین دستاورد راهبردی این تحولات، از بین رفتن شکاف سنتی بین دیپلماسی و عملیات نظامی است. آمریکا با این رویکرد، فاصله میان میز مذاکره و صحنه نبرد را تقریباً به صفر رسانده و عملاً کارایی ابزارهای سابق تقابل را برای ایران از بین برده است. به عبارت روشنتر، بازی با قواعد پیشین دیگر ممکن نیست.
سوال اساسی اما از سوی ایران رقم میخورد: مولفه قدرتِ همزمان و روی میز تهران چیست؟ پاسخ صرفاً بستن تنگه هرمز نیست؛ چراکه اولاً فضای حاکم بر تفاهمنامه، هرگونه اقدام شوک آور را با چالش مواجه میکند و ثانیاً ضعفهای راهبردی و رسانهای محاصره دریایی در ادبیات دولت و تیم مذاکرهکننده، به وضوح به رسمیت شناخته شده است.
به نظر میرسد حفظ تفاهم در هر شرایطی، به یک اصل غیرقابلتغییر در رویکرد تیم مذاکرهکننده بدل شده است. چه مذاکره را بخشی از جنگ بدانیم و چه نه، چه تفاهمنامه را بپذیریم یا در آن تجدید نظر کنیم، واقعیت این است که ایران در این دور از تقابل، به بازیگری تبدیل شده است که معادلات و واکنشهایش برای طرف مقابل، به راحتی قابل قرائت و پیشبینی است؛ و این دقیقاً همان نقطهای است که میتواند هزینههای راهبردی سنگینی را در آینده نزدیک بر جای گذارد.
چاره چیست؟
برای عبور از این بنبست تاکتیکی، تهران نیازمند با تعریف همزمان سه سطح اقدام است:
۱. شکستن گفتمان خطیِ تفاهم یا تقابل:به جای پاسخدهی صرف به اقدامات آمریکا، باید بستههای ترکیبی از اقدامات غیرنظامی (دیپلماتیک، حقوقی و رسانهای) را طراحی کرد که همزمان، چارچوب تفاهمنامه را حفظ و هزینههای نقض آن را برای واشنگتن افزایش دهد؛ مثلاً طرح دعوی در مراجع بینالمللی یا افشای مستند نقض های پنهان آمریکا.
۲. تنوع بخشی به نقاط فشار و کریدورهای جایگزین: با توجه به تضعیف گزینه تنگه هرمز، فعالسازی جدی کریدورهای زمینی (به ویژه مسیرهای شمال‑جنوب از طریق دریای خزر و قفقاز) و انعقاد قراردادهای پایاپای انرژی با شرکای منطقهای و فرامنطقهای، وابستگی به مسیرهای دریایی آسیبپذیر را کاهش میدهد و همزمان، اهرم فشار اقتصادی را از انحصار دریا خارج میکند.
۳.ایجاد عدم تقارن در زمان و مکان پاسخ: به جای واکنشهای آنی و قابل پیشبینی، باید عملیات قدرتمند پیش دستانه یا پاسخهای تأخیری و چند لایه طراحی شود تا دشمن نتواند الگوی واکنش تهران را محاسبه کند. این روش، هم هزینه محاسبات راهبردی آمریکا را بالا میبرد و هم فضای مانور دیپلماتیک را برای تیم مذاکرهکننده حفظ میکند، بدون آنکه تفاهمنامه زیر سوال برود یا اگر تشخیص سرا قوا و شورای عالی امنیت ملی این است که ادامه مذاکره در شرایط کنونی سودی برای کشور ندارد، با استناد به نقض چندین باره تفاهمنامه توسط آمریکا، خود ما در اقدامی پیش دوستانه از مذاکره خارج شویم و اجازه ندهیم ترامپ این حرکت را بعنوان برگ برنده برای اهداف آینده خود استفاده کند، هرچند روز گذشته این اقدام را به صورت ضمنی انجام داد.
انتهای پیام/
برچسب ها :تحریم ایران ، تنگه هرمز ، جنگ ایران و آمریکا ، راهبرد مقابله با آمریکا ، مذاکره یا عدم مذاکره ، موج زاگرس ، نقض تفاهم
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰